«دوباره شب دوباره شبدوباره اضطراب و تبدوباره انهدامِ شعرمیانِ التهابِ لب...»این را که زیرِ لب زمزمه میکنم، تاریکی گستردهتر میشود و ترسم بیشتر. مدّتیست که از شب گریزانم و از ظلمتِ بیپایانش میهر
برچسب:
نویسنده: آتنا یزدانی
تاريخ: سه
شنبه
21 خرداد
1398 ساعت: 19:42